مطالب جدید و خوب
این وبلاگ برای به اشتراک گذاشتن مطالب مفید ساخته شده است امیدوارم که خوشتون بیاد
از این پس هر گونه پاورپوینت و تحقیقی داشتید نگران نباشید:

 موضوعش رو از طریق ارسال ایمیل (ایمیلی که در پایین مشاهده میکنید) برای ما بفرستین  

آدرس ایمیل :  nice.boy12@ymail.com 
 
و یا برای ارتباط از طریق تلگرام  بر روی "پاور پوینت" در بخش لینک های مرتبط که در زیر مشاهده میکنید کلیک نمایید .

منتظرتونیم ...




نوع مطلب :
برچسب ها : پاورپوینت، تحقیق، powerpoint، پاور پوینت، موضوع پاورپوینت، دانلود پاورپوینت، دانلود پاور پوینت،
لینک های مرتبط : پاور پوینت،

شنبه 6 خرداد 1396 :: نویسنده : پویا خادم
مطالب درسی
دوستان گلم در این مطلب من سعی کردم لینک دانلود فایل های درسی مورد نظر شما رو قرار بدم تا ازشون استفاده کنید. 
(( لینک ها رو کپی کنید و در زبانه ی مرورگر خود بچسبانید سپس به راحتی دانلود میشوند. ))

جواب مسایل هندسه 1 رشته ریاضی فیزیک و تجربی  :

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/hale-hensese-1.zip

جواب مسایل هندسه2  رشته ریاضی فیزیک  :

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/hendese-2-hal.zip

ریاضی 3 رشته ی تجربی :

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/hal-riazi-3-tajrobi.zip

ریاضی  دوم دبیرستان :

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/hale-riazi-2.zip

ریاضی اول دبیرستان :

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/riazi-aval-dabirestan.zip

حسابان :

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/hal-masael-hesaban.zip

مسائل جبر و احتمال سوم دبیرستان:

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/jabr-va-ehtemal-3.zip






نوع مطلب :
برچسب ها : درس، کتاب، هندسه، ریاضی، دانلود pdf، pdf، جواب،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1 مهر 1395 :: نویسنده : پویا خادم
داستان شماره ی 1:

گفته می شود پادشاهی دستور داد 10 تا سگ وحشی تربیت کنند تا هر وزیری را که از او اشتباهی سرزد اورا جلوی آنها انداخته تا با درندگی تمام اورا بخورند. , در یکی از روزها یکی از وزراء رأی داد که موجب پسند پادشاه نبود دستور داد که اورا جلوی سگ ها بیندازند. وزیر گفت ده سال خدمت شما را کرده ام حالا اینطور با من معامله میکنی! گفت خوب حالا که چنین است 10 روز تا اجرای حکم بهم مهلت بده . گفت این هم ده روز. وزیر رفت پیش نگهبان سگ ها و وگفت میخواهم به مدت 10 روز خدمت این ها را من بکنم او پرسید از این کار چه فایده ای میکنی گفت به زودی بهت میگم. نگهبان گفت اشکالی ندارد و وزیر شروع کرد به فراهم کردن اسباب راحت برای سگ‌ها از دادن غذا و شستشوی آنها وغیره. ده روز گذشت و وقت اجرای حکم فرا رسید دستور دادند که وزیر را جلوی سگ‌ها بیندازند. مطابق دستور عمل شد و خود پادشاه هم نظاره گر صحنه هست ولی با چیز عجیبی روبرو شد دید همه سگ ها به پای وزیر افتادند وتکان نمیخورند! پادشاه پرسید با این سگ ها چکار کردی ؟جواب داد 10 روز خدمت این ها را کردم فراموش نکردند ولی 10 سال خدمت شما را کردم همه اینها را فراموش کردی پادشاه سرش را پایین انداخت ودستور به آزادی او داد. ..هدیه ای است از قلب برای انسان های که همزیستی و دوستی ورفاقت را بسبب اشتباهی گذرا از یاد نمیبرند وگذشته ی زیبایشان را در مقابل کلمات وجملات ناخوشایند ی که گاها از دوستان میشنوند پاک نمیکنند تا که عزیزترین اشخاص و شیرین ترین خاطرات را از دست ندهند (پرندگان مورچه ها را میخورند وقتیکه می میرند مورچه ها آن ها را میخورند ) بعضی وقتها حالات تغییر میکنند پس شأن كسى  را كم نكنیم. 

داستان شماره ی 2 :

دوستی داشتم که چای را آن قدر کم رنگ می‌‌نوشید که به سختی می‌‌توانستیم بفهمیم که آب جوش نیست!
چربی‌ و نمک هم اصلا نمی‌‌خورد! ورزش می‌‌کرد و وقتی از ا‌و علت این کار‌هایش را می‌‌پرسیدیم، می‌‌گفت که این‌ها برای سلامتی‌ بد است و سکته می‌‌آورد.
ا‌و در چهل و پنج سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت! .
چندی پیش یک زندانی در امریکا از زندان گریخت.
به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.
در واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد.او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است. روی تکه کاغذی می نویسد که این مجازات رفتار های بد من است, که باید منجمد شوم.
وقتی قطار به ایستگاه می رسد, مامورین با جسد او روبرو می شوند.در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است.
.
منتظر هرچه باشیم،همان برایمان پیش می‌‌آید. منتظر شادی باشیم،شادی پیش می‌‌آید.
منتظر غم باشیم،غم پیش می‌‌آید.
هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم. چون رخ می‌‌دهد.
پول را برای عروسی ،برای خرید خانه،اتومبیل، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم.
وقتی می‌‌گوئیم این پول برای خرید اتومبیل است، دیگر به تصادف فکر نکن...
ژاپنی‌ها ضرب‌المثل جالبی دارند و می‌گویند: 
اگر فریاد بزنی به صدایت گوش می‌دهند !
و اگر آرام بگویی به حرفت گوش می‌دهند !
قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را ! 
این "باران" است که باعث رشد گل ها می شود نه "رعد و برق" !
در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند ،
بچه ها نمی توانند بـــــزرگ شوند !
شایـد قــــــد بکشند ، 
اما بال و پـــــر نخواهند گرفت !
ﻣﻴﺪﻭﻧید ﺧﻮﻧﻪ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟

ﺧﻮﻧﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎﻳﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻳﻪ ﭘﺬﻳﺮﺍﻳﻰ ﺻﺪ ﻣﺘﺮﻯ و چهار ﺗﺎ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ و ﻛﻠﻰ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ

خونه یعنى احترام و درك متقابل 
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﺟﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻬﺶ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻰ ﻳﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻴﺎﺩ ﺭﻭ ﻟﺒﺎﺕ
خونه یعنى آرامش وامنیت
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﻳﻪ ﺍﺳﺘﻜﺎﻥ ﭼﺎﻯ ﮔﺮﻡ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻛﺴﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﻯ
خونه یعنى فضایى خالى از خشم 
خالى از دود
خالى از قرص خواب واسترس
ﺧﻮﻧﻪ ﻳﻌﻨﻰ ﻭﻗﺘﻰ ﻭﺍﺭﺩﺵ ﻣﻴﺸﻰ ﻟﺒﺨﻨﺪ بزنى و لبخند ببینى

ﻳﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﺘﺮﺍﮊﺵ ﺑﺎﻻ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﻭﺳﻌﺖ ﻗﻠﺐ ﺁﺩﻣﺎﺵ ﺯﻳﺎﺩﻩ

ﻫﻤﭽﻴﻦ ﺧﻮﻧﻪ ای ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﻴﻜﻨﻢ
و چـقـــدر دیـــر می فهمیـــم که 
زنــدگـی همین روزهــاییست که
منتــظـر گــذشتنـش هستیـــم ...!

زندگی کوتاه است ...
زمان به سرعت می گذرد ...
نه تکراری ... نه برگشتی ...
پس از هر لحظه ای که می آید 
لذت ببرید ... !

داستان شماره ی 3 :


شخصی تعریف میکرد : توی رستوران نشسته بودم که یک دفعه یه مرده که با تلفن صحبت میکرد فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از تمام شدن تلفن، رو به گارسون گفت : همه کسانی که در رستورانند، مهمان من هستن به ""باقالی پلو و ماهیچه""

""بعد از 18 سال دارم بابا میشم""

چند روز بعد تو صف سینما، همون مرد رو دیدم که دست بچه ی 3یا 4 ساله ای را گرفته بود که به او بابا میگفت

پیش مرد رفتم و علت کار اون روزشو پرسیدم

مرد با شرمندگی زیاد گفت: آن روز در میز بغل دست من، پیرمردی با همسرش نشسته بودند پیر زن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش میشد امروز باقالی پلو با ماهیچه میخوردیم، شوهرش با شرمندگی ازش عذر خواهی کرد و خواست به خاطر پول کمشان، فقط سوپ بخورند

من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا اون پیرمرد بتونه بدون شرمندگی، غذای دلخواه همسرش را فراهم کنه.

((خدا)) را
فقط با
"دولا و راست شدن" و امتداد ""والضالین"" نمیتوان شناخت...!!
ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭم ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻢ ﻣﻮﻧﺪﻩ .
ﻣﯿﮕﻔﺖ: ﺍﮔﻪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﯾﻦ ﻭ
ﺻﺎﺣﺐ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﭼﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ
ﺭﺩ ﻧﮑﻨﯿﻦ ،
ﺷﺎﯾﺪ
ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ
ﺍﺯ ﻣﻬﻤﻮﻧﺶ ﺩﺍﺭﻩ
ﻭ ﺍﮔﻪ ﻧﺨﻮﺭﯾﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ ....
ﺣﻮﺍﺳﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ
عجب دنیاییست!
در کله پزی ها هم زبان از مغز گرانتر است!
درست مثل جامعه که چرب زبانها از عاقلان ارزشمندترند!
من و دنیا ..
همدیگر را رنگ میکنیم ،
من با مداد سیاه، دنیا با مداد سفید!......
من ..
روزهای اورا! ..
او..
موهای من را ! ...

         (...احمدشاملو...)

داستان شماره ی 4 :

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین!
بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه!
مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه.
دفتر رو برداشت و ورق زد.
نمره نقاشیش ده شده بود!
پسرک ، مادرش رو کشیده بود ، ولی با یک چشم!
و بجای چشم دوم ، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود!
معلم هم دور اون ، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود :
پسرم دقت کن!
فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد.
از مدیر پرسید می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟
مدیر هم با لبخند گفت بله ، لطفا منتظر باشید.
معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد!
مادر یک چشم بیشتر نداشت!
معلم با صدائی لرزان گفت :
ببخشید ... ، من نمی دونستم ... ، شرمنده ام ...
مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت.
اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد
با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت :
معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!
زیرش هم نوشته :
گلم ، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم.
*****اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم.
اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﺘﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ،
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ ، اینقدر دست گیری کنید تا دستتان خسته شود! ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ،ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﯿﺎﯾﺪ ..ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ*****
 
                        "ﭼﮕﻮﺍﺭﺍ"

داستان شماره ی 5:

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.

«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 15 تیر 1395 :: نویسنده : پویا خادم
دقت کنیم ...
عزیزانم لطفا کمی وقت بگذارید و متن زیر را بخوانید .
شاید بعضی از آنها به امروز شما مربوط نباشد ولی فردا بزودی میرسد !!! با سپاس 
ما ایرانی هستیم بیایید نقص های فرهنگیمان را با هم ریشه کن کنیم....پس از این پس هرگز:

هرگز از دوشیزه ها نپرسیم:چرا ازدواج نمیکنی؟


وقتی ازدواج کردند نپرسیم:کی بچه دار میشید؟


وقتی بچه دار شدند ,نپرسیم کی براش یه همبازی میاری؟


از بچه ها نپرسیم پدرت را بیشتر دوست داری یا مادرت ؟


هرگز به بچه هایتان بیشتر دو سال شیر مادر ندهید و شخصیت آنها را وابسته دهانی نسازید.


برای بچه ها اسم عربی و یا اسامی سخت فارسی انتخاب نکنید.


از بچه های فامیل راجع به معدل درسیشان نپرسیم.


سرزده به خانه کسی نرویم.


راجع به متراژ و قیمت خانه صاحبخانه از او سوال نپرسید .


وقتی برایمان مهمان می آید تلوزیون را خاموش کنیم .


از عروس و داماد خود به فرزندانمان بدگویی نکنیم.


وقتی پدر یا مادری فرزندش را تنبیه کرده جلوی بچه طرفداری بچه را نکنیم.


در تربیت فرزند دیگران حتی نوه هایمان هیچ دخالتی نکنیم.


هرگاه برای تولد بچه ای کادو میبرید اگر خواهر ,برادری دارد حتما برای آنها هم چیزی ببرید.


هدایایی را که برای ما مناسب نبودند به دیگران هدیه نکنیم.


بدون اجازه همسایه مهمانی با صدای موزیک بلند در منزل نگیریم.


«« مهــم »»:
در مکان های عمومی اگر فرد سالمندی ایستاده شما ننشینید.


در مترو و اتوبوس به افراد ذل نزنید.


موقع رانندگی داخل ماشین بغلی را نگاه نکنید.


وقتی چراغ سبز میشود با بوق اعلان نکنید.


به رانندگی خانومها خرده نگیرید.


وقتی پیاده راه میروید اخم نکنید.


وقتی دوستانتان را بعد مدتی میبینید,هرگز 
نگویید :چقدر پیر شدی؟
یا ازبین رفتی.راجع به ظاهر کسی قضاوت نکنید.


به آرامی غذا بخورید.مخصوصا وقتی مهمان هستید بیشتر از کنار هم غذا خوردن لذت ببرید تا خود غذا.


باران که می آید کنار پیاده رو ها آهسته برانیم


هنگام برف شاخه درختان جلو خونه را تکون دهیم


به رستورانهای فست فود که میروید خودتان ظرف غذایتان را داخل سطل بیندازید.


همیشه زباله های خود را تفکیک کنید.


تمام وقتتان را صرف سریالهای بی سر وته ترکی نکنید.به ورزش و مطالعه و یا دیدن فیلم های روز سینما بها دهید.


پولهای شما برای بانک های شهر نیستند.بیشتر خرج خودتان کنید و تا جایی که امکان دارد به مسافرت بروید.


اگر متاهل هستید هرگز بدون اطلاع همسرتان به جایی نروید.همیشه او را در جریان بگذارید.


همیشه حلقه ازدواج در دستتان باشد.اگر کوچک شده در اسرع وقت سایز آنرا درست کنید و به دست کنید.


همیشه با توجه به محیط پوشش خود را تعیین کنید.در خیابانها و مکان های عمومی نیازی به آرایش زیاد نیست.


در محیط کار لباس رسمی بپوشید و هرگز صندل راحتی به پا نکنید یا صندل تابستانه با جوراب نپوشید.


هرگز بدون ادوکلون به سر کار نروید مخصوصا اگر شغل شما طوریست که با ارباب رجوع زیاد سروکار دارید.


هر سال به دندانپزشکی بروید .اگر سالی یک دندان خراب را هم درست کنید.دندانهایتان همیشه سالم میمانند.


به افراد بیمار یا معتاد یا اقلیت ها به چشم یک انسان عادی نگاه کنید و با آنها رفتار عادی و محترمانه داشته باشید.

خرافاتی از قبیل چشم شور و دست خوب و بد را دور بریزید و مانند انسانهای به روز و محترم تفکر داشته باشید.

جاوید ایران
پاینده و پیروز ایرانیان. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 8 تیر 1395 :: نویسنده : پویا خادم

میدونید تو یه روز سرد زمستونی بعد از اینکه از خواب پا میشی چی می چسبه؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

خواب!!

---------------------------------------------------

اینجانب به حدی از کمال رسیدم که وقتی صحبت از ازدواج من میشه

همه فامیل میگن دخترهای ما تا دکترا نگیرن شوهرشون نمیدیم

ینی باعث رشد تحصیلی در خانواده هستم طوری که

مدرسان شریف هم نتونسته

---------------------------------------------

چگونه باتریه 66 %را بدون به برق زدن شارژ کنیم



.

.

.

.

.

.







گوشی را بر عکس کنید

خواهید دید شارژ گوشی شما %99خواهد شد

من امتحان کردم میشه

تا اکتشافات بعدی

خداحافظ

--------------------------------

ﺍﺯ ﺩﺳـــﺖ ﺍﯾـــﻦ ﻣﻮﺭﭼـــﻪ ﻫﺎﺍﺍ ﯾﻪ ﺩﯾﻘﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻤﻮ ﻧـﻤﯿﺘـﻮﻧﻢ

ﺑﺰﺍﺭﻡ ﺯﻣﯿـﻦ ﻫـﻤﺶ ﻓـﮏ ﻣﯿـﮑﻨﻦ ﺳـﯿﺐ ﮔـﺎﺯ ﺯﺩﺱ ﺟﻤـﻊ ﻣﯿﺸﻦ

دورش...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺍﻻﻥ ﮔﺮﻓﺘﯿﻦ ﺍﭘــــﻞ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑدم

------------------------------------------------------------

ﻣﯿﮕﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺷﺪﯾﺪ ﻫﻮﺍ ﺭﻭ

ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻦ :

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺗﻤﺴﺎﺡ ، ﺷﺘﺮ

.

ﻭ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻩ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺑﺨﺮﻩ...

--------------------------------------

طبق آمار بانک مرکزی ایران، رمز کارت بانکی ٪۹۹ مردم شیراز ۹۹۹۹ است.





ویژگی مهم این رمز علاوه بر به خاطر سپردن آسان، نزدیک بودن دکمه ۹ به دکمه Enter است!

نخند.خستن میفهمی خسته...!!!

-----------------------------------

مرده به مهمونی دعوت میشه. روی کارت نوشته بودن"فقط کراوات مشکی"وقتی به مهمونی میرسه تعجب میکنه و در کمال ناباوری میبینه










بقیه پیرهن و شلوار هم پوشیدن...

--------------------------------

غریبه اشنا









لخت شوبریم شنا!!!


اااا چرااینطوری شد؟؟؟؟؟


گوگوش بی تربیت

------------------------------------

ساعت 3 نصف شب اومدم بالا در یخچالو باز کردم دنبال چیزی میگشتم

بابام سرشو از زیر پتو درآوورد گفت: یه لیوان شیر هم بخور


من که به کل تعجب کرده بودم که چطوره که به فکر منه

پرسیدم چرا؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

گفت: تاریخش تا امشبه:|||

-------------------------------------------

پسر داییم رفته تو دستشویی آواز میخونه...


حالا یارُم بیا ...



ادرارُم بیا ??


یعنی کمر موسیقی معین رو با این حرکت شکوند:|

-------------------------------------------

تا قبل از عقد اسمش رزیتا بوده بعد

وقتی دارن قند میسابن رو سرشون و خطبه خونده میشه یهو میبینی

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

عاقد میگه: دوشیزه گلبس قره قوزلوی جادوغ آبادی اشکول تپه اصل

آیا وکیلم ؟!!!

----------------------------------------

لره دوستشو ناجور زده بود.

کار به دادگاه کشید!

قاضی میپرسه چرازدیش؟


میگه 10 سال پیش بهم گفته بود اسب آبی


قاضی : 10 سال پیش گفته الان زدیش؟


لره :دیشب تازه اسب آبی رو تو تلوزیون دیدم

---------------------------------------

فرض کن تو ماشین نشستی کنار آقاتون…

دستشو میزاره رو دنده، تو هم دستتو میزاری رو دستش…

بعد به هم لبخند میزنیـن

یهـو یه کـامیون میاد لهتون میکنه!






تا شما باشید بدونید که تو جاده جای این مسخره بازیا نیست:/



بیشورای مرحوم

--------------------------------------

اگر منتظرید یه پسر پولدار و خوش تیپ بیاد خواستگاریتون




.




.



















.




.




.




.




.




بدونید پسر با اون مشخصات بعیده از تور دخترای فامیل و همسایه و همکلاسی رد بشه برسه به شما.

----------------------------------------

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﮔﻮﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ؟؟؟















ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺩﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﯾﮏ شهر غریب

-----------------------------------

یادش به خیر...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

‌.

..

.

.

یاد یه خاطره افتادم

خصوصیه!

به شما ربطی نداره

--------------------------------------

ﻫﻤﻪ ﺗﻮ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﯿﺮﻥ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﮐﻠﯽ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ

ﺩﺍﺭﻩ !

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺻﺎﺑﻮﻧﻮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﻮ ﻓﺸﺎﺭ ﺍﺏ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺑﺎ

ﺩﺭﺟﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ !!

.

.

.

.

.

ﺗﻮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺧﻮﺏ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺸﻪ ﮐﺎﻓﻴﻪ :|

-----------------------------------------

لره از پارتی برمیگرده میگن خوش گذشت؟ میگه آره دخترا خیلی از من خوششون اومده بود، اسم یه گل، رو روم گذاشته بودن









هی میگفتن مونگل باید برقصه...

--------------------------------

دیوانه ای لب چاه نشسته بود و میگفت هفت هفت هفت...

شخصی به او رسید و گفت برای چه هفت هفت میگویی؟!


.

.

.

.

.

.

دیوانه مرد را به چاه انداخت و گفت:

هشت هشت هشششت

دیوانس دیگه شوخی نداره با کسی!!!

-------------------------------------

راهنمایی رانندگی این همه بودجه مملکت رو هزینه میکنه

تا بتونه مشکل ترافیک رو حل کنه؛

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اونوقت این دخترا یه ساپورت 10 تومنی میپوشن

وای میستن گوشه خیابون

گند میزنن به بودجه ی مملکت…

-------------------------------------

شیرازیه میره خواستگاری...


بابای دختر ازش میپرسه


کارت چیه شادوماد؟








شیرازیه میگه تو شرکت


پاکسان هستم...


یارو میگه خوب اونجا چکار می کنی؟


میگه به سلامت خانواده می اندیشم

--------------------------------------

امروز با دوست دخترم خیلی عاشقانه داشتیم تو خیابون راه میرفتیم ...

یهو بهم گفت : عشقم بعد ازدواجم منو میاری بیرون ؟

گفتم اگه شوهرت بذاره چرا که نه!

بی شعور گراز یهو با کیف خوابوند تو دهنم !











ولی خداییش باید اجازه بگیره...

نباید بگیره؟؟؟

----------------------------------------------------

می دونین بیشعور ترین آدما کیان ؟


.


.


.


اونایی که تو عروسی بلندت میکنن برقصی بعد خودشون میرن سر جات میشینن !⊙︿⊙

------------------------------------------------------------------

یه بار خواستم جلو دوست دخترم کلاس بذارم زنگ زدم خونمون

گفتم مامیییی شام چی داریم؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بابام گوشی رو گرفت

گفت عن داریم پسرم ، عن !!!!

میخوری؟ :)))

بابام اعصابش زیره درخــــــــــته آلبالو گمشده!!

------------------------------------------------------------------

میگن اون دنیا تو بهشت...

.

.

.

.

یه ظرف بزرگ سیب زمینی سرخ کرده میزارن جلوت،

هربار که بر میداری،

دستت رو نوازش میکنن، میگن؛

زیاده، واسه خورشت هم نیس، با خیال راااحت بخور

------------------------------------------------------------------

با شلوار لی میری توالت باس بکشی پایین.

با ساپورت میری باس بکشی پایین.

با شلوارک میری باس بکشی پایین.
























امان از روزی که با شلوار کردی بری.

لامصب کصخل میشی.هم باس بکشی پایین هم باس بکشی بالا.

کردی پوشا فهمیدن.

------------------------------------------------------------------

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ وقتی میتیﮐﻮﻣﺎﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ

ﺑﻬﻢ ﻟﮕﺪ ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ .

ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺘﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﺪ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺣﯿﺎﻁ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺷﻮﺕ

ﻣﯿﺰﺩﯾﻢ .







ﺧﺪﺍﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻌﻬﺎ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﻧﺒﻮﺩ Gem ﭘﺨﺶ ﮐﻨﻪ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻫﻤﺶ ﺗﻮ ﺍﻧﺒﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩﯾﻢ

به خیر گذشت

------------------------------------------------------------------

انقد نیومدی خونمون اون كفترم ك سیگار میكشید مرد :(


























میاى فردا با هم تو باغچمون خاكش كنیم؟؟

------------------------------------------------------------------

لامصب اینترنت اینقدر کند شده، تا پستم ارسال بشه


.


.


.


.


.


.


.


طرز فکرم در مورد حرفی که زدم عوض شده!

--------------------------------------------------------

توالت از گوشه حیاط اومد گوشه پذیرایی...

.

.

.

.

.

بچه ایی که صدای گوز باباشو بشنوه

دیگه محاله ازش حساب ببره.

--------------------------------------------------

در شکستای عشقی به حامد پهلان اقتدا کنید

ایشون میفرمایند:

همگی دست بزنین دس دس دس

اونیکه میخواستمش رفت ازدست

خبری نیستش ازش چندهفتست

موبایلشم خاموشه،دیگه نیست در دسترس

همه دست بزنین دس دس دس



شکست عشقی شادی رو برای شما آرزومندم

---------------------------------------

دیدین همیشه دخترای زشت گیر پسرای خوشگل می افتن، پسرای زشتم گیر دخترای خوشگل....!






زشت من کجایی فداااات شم من؟؟؟!!!!

------------------------------------------------

با این توصیفاتى كه من از بهشت شنیدم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

شراب - باغ - حورى - دور همى ...

من خودمم بخوام بیام خونوادم نمیذارن

شما برید خوش باشید

-------------------------------------------------

الان یه ربعه زیرچشمی دارم هندزفیریمو نگاه میکنم

.

.

.

.

.

.

.

من باید بفهمم چجوری خودشو گره میزنه

----------------------------------------------

دختره ۲۸ کیلو وزنشه ...

پست گذاشته خیلیا آرزو دارن هیکل منو داشته باشن !!!...

.

.

.

آخه مداد ...

تو همینجوری بری بانک کشاورزی بهت وام خشکسالی تعلق میگیره ...!!!!!

والااااااا.....






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 1 اسفند 1394 :: نویسنده : پویا خادم


( کل صفحات : 5 )    ...   2   3   4   5   
درباره وبلاگ


همه جور مطالب رو میتونید تو این وبلاگ پیدا کنید و حمایت یادتون نره !
هر گونه انتقاد و پیشنهادی دارید برای ما ارسال فرمایید ...

مدیر وبلاگ : پویا خادم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

فروشگاه محصولات رزینی
یادگیری زبان انگلیسی رایگان
سفارش استیکر
درخواست پاورپوینت
تدریس خصوصی زبان
خرید و فروش کتاب